مدیر سایت سه شنبه 30 مرداد 1397 03:50 ق.ظ نظرات ()
نتیجه تصویری برای چگونه در 20 دقیقه یک مقاله بنویسیم؟

چگونه کتاب را وارد زندگی روزمره خود کنیم؟
کتاب خواندن باعث فعالیت و رشد مغز میشود.همانگونه که بدن نیاز به پرورش دارد،مغز نیز به پرورش دارد و تنها با کتاب خواندن میتوان آن را پرورش داد.
در زندگی های روزمره امروزی که زندگی ها تحت تاثیر تکنولوژیهای پیشرفته قرار گرفته است و روز به روز در حال توسعه و به روز رسانی است،کتاب درکناری گذاشته شده است در صورتی که کتاب خواندن باعث میشود مغز، همواره به فعالیت خود ادامه دهد و قویتر شود.کتاب خواندن مخصوصا در سنین بالا از بعضی از بیماریها جلوگیری میکند.
کتابها، به کودکان ما برای یادگیری و درک بهتر مطالب در زمانی که آغاز به مدرسه رفتن میکنند کمک شایانی میکند زیرا آنها را با کلمات جدید بسیاری آشنا کرده و کمک میکند که بتوانند جملات پیچیده تری را درک کنند و آنها را علاقه مند به کتاب خواندن میکند.
چگونه زمانبندی کنیم؟
اگر زمانتان محدود است و به شما این اجازه را نمیدهد که کتاب خواندن را در کارهای روزانه خود بگنجانید پیشنهاد ما این است که در راه کتاب بخوانید.برای مثال:مسیر رفت و برگشت تا محل کارتان،اگر با وسایل حمل و نقل عمومی میروید میتواند زمان مناسبی باشد برای مطالعه.
اگر شما یک مادر یا پدر هستید میتوانید هنگامی که فرزند خود را به پارک میبرید و بر روی نیمکتهای پارک مینشینید از زمان بدست آمده استفاده کنید و کتاب بخوانید.
اگر شخصی هستید که زیاد سفر میکنید،میتوانید از زمانی که در راه هستید بهترین استفاده را کنید و کتاب بخوانید.شما میتوانید در مسیرهای کوتاه مقاله های کوتاه و در مسیرهای طولانی مقاله های طولانی را بخوانید.
هر شخص باید برای مطالعه خود زمانی را در روز در نظر بگیرد.مثلا یک زن خانه دار میتواند بعد از صرف صبحانه و رفتن همسر و فرزندان 30 دقیقه از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهد و اگر اینکار را هرروز تکرار کند ناخودآگاه کتاب جزو روزمره او میشود.
شما میتوانید با برنامه ریزی دقیق و صحیح از کتاب خواندن در کنار کارهای روزمره خود لذت ببرید.
کتابها میتوانند تاثیر مثبتی بر روی شخثیت،عواطف و احساسات ما بگذارند.پس پیشنهاد ما این است که کتابی را انتخاب کنید که مناسب شماست.
شما میتوانید برای انتخاب کتاب خوب از گروه هایی که در شبکه های اجتماعی فعالیت دارند و روزانه کتابی را معرفی و تحلیل میکنند استفاده کنید و با خواندن نظرات کاربران آنها کتاب مورد نظر خود را انتخاب کنید.
پس،خواندن کتاب در هر زمانی ممکن است،تنها خودمان باید بخواهیم.






یک کتاب خوب چه کتابی است؟
    چه عواملی باعث میشود که یک کتابخوب باشد؟آیا یک کتاب خوب دارای داستان خوب و یک نویسنده معروف است؟نظرتان درباره یک داستان کوتاه و جذاب چیست؟معیارهای شما برای انتخاب یک چیست؟بنظر شما کتابی خوب است که در زندگی خواننده تغییری ایجاد کند؟ ما این سوالها را به اشتراک گذاشتیم و نظر چند نفر را از آنها را برای شما به اشتراک گذاشتیم.
کری:
    عوامل زیادی وجود دارد که باعث میشود یک کتاب،کتاب خوبی باشد.بنظر من محتوای کتاب مهم است.من کتابی را انتخاب میکنم که آموزنده باشد و من از آن اطلاعات جدیدی را یادبگیرم.برای اینکه یک کتاب،کتاب خوبی باشد نویسنده، محتوای غمگین ویا پایان خوش آن مهم نیست بلکه کتابی خوب است که محتوای آن چیزی باشد که من از آن کتاب انتظار دارم که آن چیزی نیست جز یاد گیری.
دارین:
    یک کتاب خوب گنجینه ایی از بشریت و فرهنگ است و فرقی نمیکند شما کدام صفحه از کتاب را باز کنید،هرصفحه از آن را که بخوانید آموخته های جدیدی برای یادگیری وجود دارد.انتخاب یک کتاب خوب میتواند ما را به انسانی بهتر تبدیل کند.
    طبق تحقیقی که گروهی از متخصصان شامل،نویسندگان،جامعه شناسان و روانشناسان انجام دادند متوجه شدند که متنهای ادبی میتوانند به خواننده کمک کنند که شخصیت خود را به انسانی بهتر بودن تغییر دهند.
امی:
    کتاب خوب خواننده را تشویق به خواندن میکند بطوری که خواننده را مجبور میکند تا به خواندن ادامه دهد.بنظر من هرکتابی میتواند خوب باشد.من اعتقاد دارم که حتی کتابی با یک داستان عالی و قلم متوسط نیز میتواند یک کتاب خوب باشد.بعضی از داستانها جذاب نیستند اما خیلی خوب نوشته شده اند که خواننده را جذب خود میکند و باعث میشود آن را  به دیگران نیز توصیه کنند.برای تشخیص اینکه بدانیم کتابی که انتخاب کردیم ارزش خواندن دارد و یا خیر:موضوع،سبک نویسنده و نویسنده.برای مثال دوستانم کتاب قلعه شیشه ایی را به من پیشنهاد کردند،مطمئن نبودم سبک کتاب و موضوع آن را دوست داشته باشم،من حتی نویسنده آن را نمیشناختم.اما من آن کتاب را خواندم و دوست داشتم،حتی به دوستان خود آن را پیشنهاد دادم.اگر یک کتاب با داستان خوب وقلم قوی نوشته شود حتی امکان دارد  تغییری در زندگی خواننده ایجاد کند.
کتی:
    این یک سوال دشوار است،زیرا هرخواننده ایی کتابی را انتخاب میکند که دوست دارد و یا به اطلاعات آن نیاز دارد.متاسفانه به صراحت میتوانم بگویم که یکی از دلایلی که کتاب خاصی را دوست ندارم بخاطر سبک نوشتاری و نویسنده آن است.مثلا من بین کتابهایی که خواندم یکی از کتاب ها را بدلیل سبک نویسندگی و اینکه شخصیت های او را اغلب زنانی تشکیل میدهند که فاقد هر قدرتی هستند و توانایی حفاظت از خود را ندارند،دوست نداشتم.اگرچه داستان کتاب خوب بود به گونه ایی که حتی میشود آن را به دیگران توصیه کرد اما من نمیتوانم از یک قلم ضعیف بگذرم.ولی آخرین کتابی که خواندم،داستانش به گونه ایی بود که مرا خود به خود جذب خود میکرد تا آنجایی که خود را در قالب یکی از شخصیتهای آن کتاب تصور میکردم.
    اما کتاب خوب چیست؟یک داستان فریبنده با یک قلم خوب است که بتواند مرا مجبور کند به جای تماشای فیلم کتاب بخوانم.نویسنده باید بتواند داستان را بگونه ایی بنویسد که خواننده را جذب کند.این به این معنی نیست که نویسنده کتاب باید نویسنده معروفی باشد بلکه یک داستان خوب با یک قلم قوی میتواند یک کتاب عالی باشد.اما گاهی یک کتاب خوب،کتابی است که خواننده به اطلاعات آن در آن زمان نیاز دارد.مثلا من در دوران طلاقم به اطلاعات مفیدی نیاز داشتم که آن زمان کتابهایی که مطالعه کردم مفید بودند و در طبقه بندی کتابهای خوب جای گرفتند.